تاريخ : دوم دی 1394 ساعت 15:40   |   کد : 511

مصاحبه با خیر گرامی سر کار خانم فرح انگیز ارشادی
افزوده شده در دوم دی ماه نود و چهار

به نام خالق زیبایی ها

مصاحبه با خیر گرامی سر کار خانم فرح انگیز ارشادی

ملاقات با خانم ارشادی در حقیقت ملاقات با یکی از بانوانی که با همت و تلاش و در سایه سار تفاهم و محبت خانوادگی موفق به شکستن مرزهای غلط فکری شده اند ، مرزهایی که حضور موفق زنان در جامعه را محدود می کردند . خانم ارشادی و همسرشان مالک و مدیر یک شرکت واردات قطعات خودرو از کشورهای دیگر و نیز تامین کننده ی قطعات مورد نیاز بخشی از صنعت خودروسازی کشور هستند . شرکت آنها 33 سال عمر دارد و وقتی وارد مجموعه ی آنها شدیم نظم و آرامش را حس کردم خانم ارشادی یکی از همراهان همیشگی موسسه خیریه یاوران ایتام و همسرمحترم  ایشان با صمیمیت و احترام میزبان ما بودند و آنچه بدنبال می آید نتیجه ی گفتگوی ما با ایشان است .

·         به نظر شما نیکو کاری " آموختنی " است ؟

البته آموزش خیلی مهم است اما معتقدم بخش بزرگی از نیکوکاری وراثتی است . من وقتی به گذشته ی خودم بر می گردم تصویر مادرم که همواره در مسیر خیرات واحسان به دیگران بود در ذهنم زنده می شود . در اردبیل زندگی می کردیم و فقر بسیاری از خانواده ها را آزار می داد . مادرم در فکر بی بضاعت ها بود . یادم هست در اواخر عمر به منزل دخترانش آمده بود . از من خواست تا برایش یک سری حوله کامل تهیه کنم . چند روز بعد از دو خواهر دیگرم نیز همین خواسته را داشت و ما سه نفر بی آن که از هم خبر داشته باشیم برایش حوله های کامل تهیه کرده بودیم . بعد ها که از این حادثه خبر دار شدیم تعجب کردیم . این داستان مشکوک تا بعد از وفات ایشان ادامه داشت و هنگام مجالس عزاداری ایشان از خانواده های مستمندی که برای عرض تسلیت می آمدند . وصف حوله های اهدائی مادر برای جهیزیه ی دخترانشان را می شنیدیم . مادرم وقتی نیازمندی به در خانه او را به سر سفره ی خودمان می آورد تا ما با او مثل یک میهمان رفتار کنیم .

·         فرزندان شما نیز این روحیه ی ارزشمند را به ارث برده اند؟

بله ، هم پسرم و هم دخترم این روحیات را دارند . الان  وقتی از پسرم می خواهم تا در رفع مشکل نیازمندی مساعدت کند او دیگر وارد متن داستان نمی شود . کمک و مساعدتی را که در توان دارد ارائه می کند و کاری به جزئیات ماجرا و تحقیق و جستجو ندارد. دخترم نیز همین طور است . چند روز پیش از استرالیا ایمیل زد و در مورد چند کودک فقیر در اردبیل سفارش رسیدگی کرد و کمک فرستاد . البته تطابق زن و شوهر خیلی مهم است . همسرم دقیقا" با من همگام است .

·         در رسیدگی به نیازمندان چه معیارهایی دارید؟

اول این که دوست ندارم فرد را ببینم . حس می کنم ارتباطم با خدا خراب می شود . نمی خواهم شرم را در چشم نیازمند مشاهده کنم .

دیگر آن که بزرگ بودن یا کودک بودن نیازمند فرقی نمی کند . این روزها وقتی وارد آپارتمان محل سکونتم می شوم دختر کوچک سرایدار با مهربای به استقبالم می آید . همین لحظه ها برایم مسرت بخش است . نکته ی سوم آن که نیکوکاری در نگاه من فقط احسان و انفاق مالی نیست . عیادت از بیمار ، مشاوره دادن به یک انسان دیگر ، تغییر احساس و روحیه ی آدمهای مایوس و منزوی ، شادکردن دل غم دیدگان ، مصادیق متعدد احسان و انفاق است .

·         سرکار عالی در ازای این نیکوکاری ها از خدای متعالی چه می خواهید ؟

هیچگاه به حالت معامله گری وارد این ماجرا نشده ام . من واقعا" احساس می کنم او می بیند و همین برایم کافی است . هیچ توقعی هم از او ندارم . در حقیقت لذت روحی که نصیب خودم می شود بیش از  حد است . یعنی معتقدم لذت ما بیشتر از لذت نیازمندی است که نیازش مرتفع می شود . آرامش حاصل از ارتباط با خدا بیشترین عایدی یک نیکوکار است .

·    بعضی ها معتقدند خدا اگر می خواست خودش به نیازمندان ثروت و امکانات می داد ، چرا ما جلوتر از خدا باشیم ؟ نظر شما چیست ؟

بله . من هم با خیلی از این افراد که چنین تفکری دارند برخورد داشته ام . آدمهای ثروتمندی که با این توجیه حاضر به کمک به دیگران نیستند . معلوم است که خدا بخواهد می تواند همه را ثروتمند کند اما او به مصلحت آدمه اقدام می کند و همان خدا دستور داده تا اغنیا به زیر دستان کمک کنند .

·         نیکوکاری در سرنوشت کلی زندگی شما نقش داشته است ؟

2 بار مرگ را به چشم خودم دیدم . یکبار آن وقتی بود که قلب من کاملا" از کار افتاد . پرشک ساعت 12:30شب سرم ها راکشیدند و رسما" مرگ مرا اعلام کردند . اما با توجه به شرایط روحی همسرم در اوج دلسردی و ناامیدی قلب مرا در اتاق عمل باز کردند . رگها را عوض کرده و قلب را دوباره گذاشتند . دکتر جراح می گفت ناگهان قلب بدون شوک شروع به شروع به حرکت کرد . در آن لحظه ها که در این دنیا نبودم به سیزده سالگی ام رفته بودم . همه ی رفتگانم را می دیدم . دامن چین دار زیبائی به تن داشتم و همراه رفتگانم در کنار دیگر بزرگ آش دوغ اردبیل می پختیم . لحظه های رویائی و بی نظیری بود . وقتی برگشتم هم حسرت آن لحظه ها را می خوردم و هم احساس می کردم که برگشته ام تا فرزندانم را بزرگ کنم وبه سامان برسانم . احساس می کردم خدا دوباره فرصتی داده است تا بازهم نیکوکاری کنم . من احساس می کنم که یک کار خیر که نمی خواهم آن را شرح دهم این فرصت را دوباره در اختیار من گذاشت .

·         پس امر خیر و نیکوکاری نتیجه ای در این دنیا هم دارد . درست است ؟

بله . حتی اگر 20 سال بعد نتیجه ی معنوی خود رانشان دهد .

·         خاطره ی دیگری اگر مایلید تعریف کنید ؟

دخترم وقتی کوچک بود لباس اسکی می خواست . لباس اسکی برادرش حالا اندازه ی او بود و پیشنهاد کردم از آنها استفاده کند اما او در دنیای کودکانه اش ناراحت شد و گفت من لباس نو می خواهم . هفته ی بعد او را با خود به  بازدید از چند خانواده ی تحت پوشش موسسه یاوران ایتام بودم . وقتی بر می گشتیم گفت : من دیگر لباس اسکی نو نمی خواهم . اصلا" اگر به اسکی رفتیم لوازم آن را کرایه خواهیم کرد. پولش را به این خانواده ها بدهیم . الان هم که حقوق می گیرد بخشی از آن برای فقر است .

از شما بابت شرکت در این گفتگو سپاسگزارم .

Share
آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان  
 


نام  
ايميل    
توضيحات  
 
   
   
 



نقل مطالب با ذکر نام مرجع بلامانع می باشد. کليه حقوق مادی و معنوی متعلق به موسسه خيريه ياوران ايتام می باشد.