تاريخ : سيزدهم خرداد 1395 ساعت 12:01   |   کد : 529

پژوهش "آسیب شناسی مادران سرپرست خانوار" (مقاله شماره3)
تهیه شده توسط سرکار خانم نوحی (بلوری) خرداد 95

 

 

به نام خالق زیبایی ها

"آسیب شناسی مادران سرپرست خانوار"

 ازسلسله  مقالات سرکار خانم سهیلا نوحی (بلوری )قسمت3

در نوشتار قبلی اشاره مختصری داشتیم به الگوی ارائه شده توسط خانم دکتر راس (Ross)  ، در رابطه با مراحل طبیعی حزن و اندوه که افراد هنگام مواجهه با چالش های روحی اجتناب ناپذیر زندگی نظیر از دست دادن عزیزان طی می کنند . در این مقاله تلاش بر این است که با مدد حق به راهکارهای عملی که می تواند مورد استفاده ی مددکاران و داوطلبین محترم موسسه در کمک رسانی به این عزیزان قرار بگیرد بپردازیم . این سخن الزاما" و تحقیقا" باید از دو جنبه مورد بررسی قرار بگیرد ، درک آلام روحی که احتمالا" همه ی افراد صرفنظر از توانایی مالی و موفقیت اجتماعی تجربه می کنند و از طرف دیگر معضلات مالی و فقر که به طرز قابل توجهی به این آلام روحی دامن می زند . منظور از ارائه این نوشتار فراهم کردن یک نسخه برای تمام دردها نیست ، بلکه منظورارائه راهکارهای عملی است که معمولا" برای بسیاری  از انسانها می تواند مورد کاربردی داشته باشد. با وجود این در نظر گرفتن روحیات و خصوصیات شخصی افراد بسیار حائز اهمیت می باشد . در مواجهه اولیه با از دست دادن عزیزان کاملا" بسته به شخصیت فردی ، فرهنگ جاری خانواده ، افراد واکنش های متفاوتی از خود بروز میدهند . برای مثال برخی داد و فریاد کرده و با صدای بلند گریه می کنند و حال آن که برخی دیگر در سکوت اشک ریخته و برخی اصلا" گریه و زاری نمی کنند . در این مرحله این نکته حائز اهمیت است که اطرافیان هیچکدام از واکنشهای کاملا" مشخص و طبیعی افراد را مورد قضاوت و تجزیه و تحلیل  قرار ندهند و اجازه دهند که شخص هماهنگونه که نیاز دارد این مسیر دردناک را طی نماید . داد و فریاد و گریه شدید نشان ضعف شخصیتی و ایمان منفی نمی باشد ، همانگونه که گریه نکردن نیز نشان بی وفایی و بی احساسی نیست . باید به اشخاص اجازه دهیم همانگونه که میخواهند غم و درد خود را بروز دهند طریق دلداری شخص سوگوار به طور معمولی و فرهنگی و آنگونه که از نسلی به نسل دیگر در کشورمان منتقل شده در برخی موارد می تواند بسیار کاهنده ، مخرب و شکننده برای شخص سوگوار باشد . مطمئنا" این سری جملات برای بسیاری آشنا بوده و یا خود شما گاهی اوقات با نیت  کمک و التیام این جملات را به دیگران توصیه نموده اید :

"گریه نکن ناشکری میشه ، نعمتهای خدا رو به یادت بیاور ، می توانست از این هم بدتر شود ، فلانی از این هم بدتر به سرش آمده ، اگر همینطوری به گریه ادامه دهی یک بلای دیگری به سرت می آید ، مگر تو تنها کسی هستی که اینطور شده ، باید مقاوم باشی ، اگر صبر نکنی خدا قهرش می آید " .

 

 

این طریق دلداری به شخص سوگوار این پیام را می رساند که غمگین بودن ، نوحه سرائی ، خشم و نا امیدی واکنش های غیر طبیعی بوده و از ضعف شخصیتی و ایمانی فرد حکایت می کنند .

این جملات و نظائر آن ، این پیام را به شخص القاء می کند که سعی کن غمت را فراموش کرده و احساساتی نظیر خشم ، ناامیدی واکنش های غیرطبیعی بوده واز ضعف شخصیتی و ایمانی فرد حکایت می کنند .

این جملات و نظائر آن ، این پیام را به شخص القاء می کند که اگر سعی کنی غمت را فراموش کرده و به احساساتی نظیر ، ناامیدی ودرد عمیق روحی خود اهمیت ندهی تورا ترک کرده و زندگی سریعتر به حالت عادی بر میگردد. وحال آن که سعی در فراموشی ، بی اهمیت جلوه دادن و بی توجهی به احساسات و عدم بروز آنها ، آن احساسات را به لایه های عمیق و درونی مغز و به روان ناخود آگاه انسانها سوق داده و در  درازمدت خسارات روحی جبران ناپذیری به اشخاص وارد آورده و زمینه را برای مبتلا شدن به افسردگی در دراز مدت فراهم می سازد . هیچگاه نمی توان به شخص القاء کرد که چه احساسی باید داشته باشد وچگونه رفتار کند . اجازه دهید که شخصی همانگونه که می خواهد احساس و رفتارهای خود را بروز دهد . شخص سوگوار باید بداند که احساساتش کاملا" طبیعی است و به خود اجازه دهد احساساتش به شیوه ای که خود می خواهد به سطح آمده و بروز پیدا کند. شنیدن عباراتی مانند " می دانم چه می کشی ؟ " ، به هیچ عنوان نمی تواند موجب تسکین شخص سوگوار شود . این عبارت شعاری توخالی است مگر اینکه خود شخص به طور واقعی چنین مصیبتی را تجربه کرده باشد. ما فقط می توانیم اجازه ابراز تصور میزان آلام روحی شخص سوگوار را به خود بدهیم و به هیچگاه حس کردن آن امکان پذیر نمی باشد .

بسیاریاز مواقع ما دچار کمبود کلمات و جملات موثر برای دلداری دادن می شویم . چگونه به شخص سوگوارتسلی خاطر دهیم . تقریبا" همه نگران این هستند که چه بگویند و چه کار کنند ، در حالیکه تنها کمک شما می تواند ، حضور پر مهر شما همراه با گوش دادن صبورانه و آگاهانه به حرفهای شخصداشته باشد و لازم نیست که او را مجبور به صحبت کردن بکنید ، ولی این نکته حائز اهمیت است که به ایشان اطمینان خاطر بدهیم که هر لحظه و هر آن آماده ی شنیدن درد دلهایش هستید و میتواند آزادانه با شما صحبت کند ، خیلی ساده و صمیمی می توانید بپرسید که اگر ایشان تمایل دارند با شما صحبت کنند ، اگر جواب منفی بود و احترام گذاشته و سکوت کنید . اگر مثبت بود بدون برانگیختن احساس شرم و گناه و نگرانی ، شنونده ی خوب و مهربانی باشید . در بسیاری از موارد  حتی از بردن نام عزیز از دست رفته اجتناب می کنیم ، در حالیکه بیشترین نیاز

 

 

شخص سوگوار در آن لحظه می تواند صحبتی راجع به عزیزش ، خاطراتش ، توانایی ها و خصوصیات روحی و اخلاقیش باشد . بعضی اوقات  صحبت کردن راجع به چگونگی ماجرای از دست دادن عزیز و احساسات ناشی از آن به طور مکرر می تواند به کاهش درد و الم ناشی از آن منجر شود . با هر بار تکرار و تعریف و بروز احساسات نا خوشایند ازآن ، پاره ای از سنگینی ماجرا در روح شخص کاسته می شود . باید به این نکته توجه داشت که زندگی کتابی است پر از ماجراو تجربه های تلخ و شیرین ، و مرگ و لحظه مرگ فقط یک نقطه ی پایان در جریان زندگی است  . بهترین کمک به شخص می تواند بررسی و خواندن مکرر این کتاب باشد ، به جای تمرکز بر نقطه ی پایان . گاهی در مراحل بعدی سوگواری مانند چانه زنی شخص با درون خود کلنجاری درونی در رابطه با بدست آوردن دوباره ی کنترل را داشته و به تناوب روزهای بهتر و روزهای سخت تری را از نظر روحی تجربه می نماید . در این دوران ابراز نگرانی و دلسوزی و گریه و زاری بی جای افراد اگرچه با نیت تسکین و همدری ، نه تنها تسکین دهنده نیست بلکه به گونه ای موجب متلاطم شدن وضعیت روحی شخص و بازگشت وی به مراحل اولیه سوگواری می گردد. حتی ابراز نظراتی به ظاهر مثبت مانند " خدا را شکر که میبینیم بهتر شدید " می توان شکننده باشد . و شاید چنین عباراتی ضمن برانگیختن حس گناه ، این پیام را به شخص القاء می کند که چرا باید و چگونه می تواند با وجود از دست دادن عزیزی به زندگی عادی برگردد. ما نمی خواهیم که ناآگانه به عامل سیر نزولی فرد به مراحل اولیه سخت تر سوگواری باشیم . مطلوب آن است که از هرگونه اظهار نظر خودداری کرده و به شخص اجازه سیر طبیعی این مراحل را بطور متناسب با روحیات خویش بدهیم .

به طور طبیعی درد و رنج فقدان رفته رفته کمتر خواهد شد ولی غمی گنگ و کهنه به ناچار با انسان خواهد ماند . چنانچه پس از گذشت چندین ماه بهبود در حال شخص حاصل نگردد ، توصیه ی مراجعه به مشاور روانی جهت پیشگیری از مبتلا شدن شخص به افسردگی شد ضروری می باشد . مشاهده ی توقف شخص به  مدت طولانی (بیش از شش ماه ) در هریک از مراحل سوگواری و مشاهده ی هریک از موارد زیر به مدت بیشتر از حدود شش ماه ، مراجعه به  مشاوره روانی را الزامی نماید :

1-    عدم تمایل و نداشتن انگیزه و انرژی برای انجام امور شغلی یا امور جاری منزل

2-    احساس مفرط خشم و یا گناه و ناامیدی

3-    عدم توجه به بهداشت فردی

4-    بی خوابی و یا پر خوابی ، سکو.ت و یا کم حرفی

5-    گرایش به مواد مخدر یا الکلی

 

6-     عدم توانائی لذت بردن از زندگی

7-    انزوا و گوشه گیری مفرط

8-    پرخوری و یا بی اشتهایی ، اضافه و یا کاهش وزن شدید

در صورت مشاهده ی چنین مواردی لازم است بدون دادن حکم دستوری به شخص ، نگرانی خود را از وضعیت وی ابراز داشته وایشان را تشویق به کمک گرفتن از متخصصین کرد .

در مورد کودکان :

1-  کودکان احتیاج به حمایت ، ثبات ، سکون و صداقت دارند . به کودکان اطمینان دهید که از آنان حمایت خواهد شد در صورتیکه واقعا" قرار است این کار انجام پذیرد ).

2-    به آنان بگوئید همه ناراحت هستند و این کاملا" طبیعی است که شما هم ناراحت باشید .

3-  هیچگاه به آنها نگوئید که گریه بکنند یا نکنند . اجازه دهید با احساسات خود را صادق باشند و اگرحس می کنند که با گریه کردن آرامتر می شوند اجازه بدهید که گریه کنند .

4-  از کودکان واقعیت را پنهان نکرده و به آنان اطلاعات غیر واقعی ، گیج کننده ، مانند پدر به مسافرت یا خواب طولانی رفته ندهید . کودکان بیشتر از آنچه ما فکر میکنیم میدانند و میفهمند .

5-  به مادران سوگوار یادآوری کنید که از کودکان  خود برای درد دل کردن و به عنوان پناهگاه روحی استفاده نکنند و در این زمینه از بزرگسالان مدد بجویند .

6-     به کودکان کمک و راهنمایی کنید تا راه هایی برای یادآوری و بزرگداشت پدرخود پیدا کنند .

7-    حتی الامکان مراقب وضعیت تحصیلی کودکان بوده و با خانه و مدرسه در این زمینه هماهنگی های لازم انجام پذیرد .

8-    افراد و خانواده را تشویق به صحبت کردن با یکدیگر و با خبر شدن از احوالات روحی یکدیگر بنمائید .

9-  برای مراقبت از کودکان در امور بهداشتی ، تغذیه ، امنیتی و تحصیلی میتوان از اقوام درجه یک خانواده مانند عمو ، دائی ، خاله ، عمه ، پدر بزرگ (درصورت صلاحیت) هریک از آنان یاری جست .

 

Share
آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان  
 


نام  
ايميل    
توضيحات  
 
   
   
 



نقل مطالب با ذکر نام مرجع بلامانع می باشد. کليه حقوق مادی و معنوی متعلق به موسسه خيريه ياوران ايتام می باشد.